دانلود آهنگ شهریار سعیدی لحظه وداع

29 مهر 1404دانلود آهنگ

دانلود آهنگ قدیمی شهریار سعیدی لحظه وداع

Download New Music Shahryar Saeedi Lahzeye Veda

دانلود آهنگ خاطره انگیز شهریار سعیدی لحظه وداع با کیفیت بالا و عالی لینک مستقیم ۱۲۸-۳۲۰ kbps

| پخش آنلاین + متن + دانلود مستقیم تک آهنگ لحظه وداع با صدای شهریار سعیدی |

دانلود آهنگ شهریار سعیدی لحظه وداع
پخش آنلاین موزیک

به این موزیک امتیاز دهید

امتیاز کلی : 4.1 / 5. تعداد آراء : 364

اولین نفر باید که به این آهنگ امتیاز میدهید

دانلود آهنگ لحظه وداع به همراه لینک مستقیم پرسرعت و کیفیت عالی ۱۲۸ و ۳۲۰ در رسانه مختلف موزیک همراه با پخش آنلاین اختصاصی قرار گرفته است که با کلیک به روی لینک های قرار گرفته می توانید از دانلود آهنگ قدیمی شهریار سعیدی و از شنیدن آهنگ لحظه وداع لذت ببرید و با دوستان خود نیز به اشتراک بگذارید.

متن آهنگ لحظه وداع از شهریار سعیدی

لحظه ی وداعمون اون روز تماشایی بود

تو سکوتِ هر دو فریادِ بی‌فردایی بود

آهِ سینه‌سوز ِ تو , هق‌هق ِ گریه‌های من

لحظه ی سرودن ِ سرودِ تنهایی بود

بغض راهِ نفسم رو بسته بود

بین ما پرده ی اشک نشسته بود

جمله ی هرگز فراموشم نکن

تو گلوم شکسته بود

تو گلوم شکسته بود

هنوزم تا که هنوزه بی منی و من باهاتم

توی جنگل, لبِ دریا دنبالِ جای پاهاتم

توی این همه هیاهو دنبالِ زنگ صداتم

هنوزم که تا هنوزه عاشقِ خاطره هاتم

یادمه خوب یادمه واسه آخرین نگاه, واسه آخرین کلام, گریه فرصت نمی‌داد

واسه ی گفتنِ خداحافظِ تو, اشک می‌ریخت, مهلت نمی‌داد… نمی‌داد

بغض راهِ نفسم رو بسته بود

بین ما پرده ی اشک نشسته بود

جمله ی هرگز فراموشم نکن

تو گلوم شکسته بود

تو گلوم شکسته بود

یکی دیگر از آثار بسیار زیبا و گوش نواز شهریار سعیدی با عنوان لحظه وداع هم اکنون منتشر و قابل دریافت میباشد ، امیدواریم دوست داشته باشید و اوقاتتان را با آن زیباتر کنید

باعث افتخار است که ما را به دوستان خود معرفی کنید و در صورت رضایت آهنگ ها را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید

دانلود آهنگ شهریار سعیدی لحظه وداع

نظرات کاربران ( 12 نظر )

  • کسرا ( 2 سال پیش ) : آخرای شهریور۷۷بود و من آماده رفتن به پیش دانشگاهی... . دقیقا واسه تعطیلات تابستون رفته بودم مسافرت و تو یک شهر دیگه بودیم و اون روز من خونه دختر فامیلمون بودم.کسی که عاشقااانه همدیگه را دوسداشتیم و قرار بود بعد از اینکه دانشگاه و درسمون تمام شد باهم ازدواج کنیم.لحظه اخر که تو حیاطشون بودیم و میخواستیم خداحافظی کنیم تا من برگردم شهرمون،انگار قرار بود این آخرین دیدار ما باشه و انگار لحظه خداحافظی واسه همیشه قرار بود برسه و هیچکدوم نمیدونستیم این اخرین دیدار ما دو نفر تو دوران مجردی هستش و انگار تاریخ داشت داستان عشق یک هسرو و شیرین دیگه را تجربه میکرد و میخواست داستان عشق و عاشقی ما را هم واسه نسل های بعد تو دل خودش و ما دونفر بنویسه.دقیقا همین حس و جمله به جمله این اهنگ واسه هردو بوجود اومده بود و انگار همون لحظه موزیک زنده داشت حس و حال و هوای ما را زنده و مستقیم اجرا میکرد و نمایش میداد. اشک تو چشمای هردومون جمع شده بود و یادمه خوب یادمه واسه آخرین نگاه, واسه آخرین کلام, گریه فرصت نمی‌دادواسه ی گفتنِ خداحافظِ تو, اشک می‌ریخت, مهلت نمی‌داد… نمی‌دادبغض راهِ نفسم رو بسته بودبین ما پرده ی اشک نشسته بودجمله ی هرگز فراموشم نکنتو گلوم شکسته بود😢😢😢 الان ۲۴ سال از آن زمان میگذره و ایشون ازدواح کرده و دوتا پسر داره اما من موندم و هنوز هم که هنوزه نتونستم ازش دل بکنم و هنوزم که هنوزع یک جورای چشم به راهشم و با گوش دادن به این اهنگ دیونه میشم، بغض میکنم و گریه میکنم 😢😢😥😥😥 خدا لعنتشون کنه که نذاشتن این عشق اهورایی و ابدی شکل به سرانجام برسه و ما را از هم جدا کردن. بهترین توصیف واسه شرح حال ما دونفر همین اهنگ بود و چقدررر این اهنگ را دوسدارم. خانمی هنوزم که هنوزه تک ستاره قلبم تو هستی و هیچوووووقت فراموشت نمیکنم💔😢❤

  • Life+ ( 2 سال پیش ) : چقدر خاطره با این آهنگ ۱۳۷۲

  • امید ( 2 سال پیش ) : سلام سالهای گذشته خاطره های ناب عاشقی رو برام تداعی میکنه یادم میاد با دوتا دروازده گل گوچیک رفته بودیم محله دوستانمون باهاشون مسابقه بدیم وسط کوچه با توب دولایه پلاستیکی و‌دروازه های که با نخ ریسمان بنایی دیشب براشون تور درست کرده بودم در حین بازی که وسط کوچه بود هر وقت کسی میخواست از وسط بازی بعنوان عابر رد بشه میگفتیم بازی رو استب کنید دختر خیلی زیبایی با مادرش از وسط بازی ما رد شد لحظه ها همه استب شد نگاهمون به هم خیره و .... من بازوبند کاپیتانی داشتم اون با لبخند زیبای خودش منو تشویق و عاشق کرد بعد از بازی بخاطر دیدنش از تیم خودم که کاپیتان بودم اومدم بیرون و در تیم محله رقیب عضو شپم تا باز هم اون نگاه زیبا را ببینم اما هیچ‌وقت ندیدم روزها و شب های زیادی رو براش دلتنگی کردم من که به قول قدیم کلاس یازدهم بودم و خط زیبایی داشتم در طاقچه اتاقم که پستویی تاریکی بود نقاشی خیالی اونو کشیدم و ..... ادامه دارد

  • حسام ( 2 سال پیش ) : معوولا گفته میشه که مردها بی‌احساس هستند، اما جالبه که در بیشتر صفحات این‌چنینی، اغلب کامنت.ها از طرف مردهاست و چنان با احساس نوشته شدن که آدمی رو از دنیای واقعی جدا می‌کنند...درود بر مردانِ عاشق‌پیشه‌یِ بی‌ادعایِ دهه شصتی ...

  • افشین ( 2 سال پیش ) : چقدر جالب که بقیه هم مثل من عشق بچگیشونو با این آهنگ به یاد دارن و هرگز فراموشش نکردن...

  • حامد ( 2 سال پیش ) : بمیرد روزگار با خاطراتش... ای داد

  • سعید ( 1 سال پیش ) : بیاد دوران خوب پاک جوانی ،عشق با وفای آن دوران برای هر شخصی ممکنه پیش بیاد خاطره لحظه وداع که متهم وداعی تلخ زیر باران در زمستان داشتم روزگاری ،روزگتر انگار همیشه نیروی اندوران همراهت هست

  • حمید ( 1 سال پیش ) : خاطرات تلخ و زیبای سال ۷۷... هنوز به یادش دلم میگیره این آهنگ گوش میکنم هنوزم تا که هنوزه ...عاشق خاطرهاتم 💔

  • سجاد ( 11 ماه پیش ) : آهنگ ومن۳۰ساله قبل توضبط گوش دادم باکیفیت پایین الان دانلود کردم عالیه ممنون

  • فرهاد ( 8 ماه پیش ) : یادش بخیرسال۱۳۷۶این اهنگ وامکانات اون وقت وعشق های پاک واکثرانافرجام برای مادهه شصتیها.کاش میشدزمانوبه عقب برگردوند🔥💔😔🎶🌹✨️

  • بهزاد ( 8 ماه پیش ) : ای زندگانی کاش شمع بودی و می‌سوختیکاش گل بودی و پرپر می‌شدی اما افسوس که تو یک حقیقت غیر انکاری و اینها همه یک مشت آرزوست ای کاش حافظه هارد بود ، فلش بود ، مموری بود میشد فرمت کرد ، سی دی بود میشد شکوند اما افســــــــــــــوس...بعد از 6 سال خاطره‌ی عاشقانه پاییز 82 ...، لحظه ی وداعمون اون روز تماشایی بودتو سکوتِ هر دو فریادِ بی‌فردایی بودهنوزم تا که هنوزه بی منی و من باهاتم توی جنگل لب دریا دنبال رد پاهاتم

  • Afrooz ( 2 ماه پیش ) : خطاب به آقا کسری پسر عاشق وفادار از اون دختر که الان همسر مرد و مادر فرزندانی ست قلبتو جدا کن و بهترین دختر رو جایگزین کن اون قسمت شما نبوده گاهی باید حقیقت رو پذیرفت پیشونی نوشت شما جایی دیگه دختری دیگه کافیه درست انتخاب کنی اون دختر میشه ملکه قلبت و ملکه ذهنت منم دهه هفتاد که دوران راهنمایی رو سپری میکردم پسر همسایه مون با وجود اینکه پدرش بشدت مخالف من بود و هر بار به اجبار پسرش مجبور میشد بیان خواستگاریم ضمن اینکه پدرش بادیگارد سابق شاهنشاه بود عاشقم شد پسری خلبان گروه رسکبو استاد زبان و مربی و ناجی استخر تو فرودگاه پسری خوشگل و خوش استایل عاشق و دیوانه م شد بارها اومدن خواستگاریم حتی آقای نادری رییس ارشدشون رو هم آورد که منو راضی کنند برای ازدواج با اون پسر و منم مرغم یک پا داشت گفتم هنوز بچه م نمی‌خوام ازدواج کنم و مادر شم ، و چندین سال پیگیر و خواهان من بود ، در آخر زن دایی اون پسر با هر ترفندی بود دخترش رو به اون پسر قالب کرد و بعد از چند سال برای شرکت تو ختم پدرش شرکت کردم گفتم چنگیز من برگشتم بیا با هم ازدواج کنیم که با چشمی گریان و دستی ارزون گفت سما من با نادیا ازدواج کردم نمیتونم طلاقش بدم مرد یکبار حرف میزنه و قول میده نامردی ست بزنم زیر قولم از همان شب به بعد من زدم تو سرم گقتم خاک بر سر من بخت من درب خونه م رو زد و منم لگد زدم به بختم و پس از سالها مردی که مرد واقعی باشه از نظر من مثل اون دیگه تو مسیرم قرار نگرفت قلبم و زندگیم رو فداش کنم ، ولی به شما توصیه میکنم دنبال عشق زندگی واقعیت باش و درست انتخاب کن عشق واقعی رو پیدا کنی عشق قدیمی ت رو از یاد خواهی برد ، در پناه ایزد منان باشی آقا کسری