دانلود مداحی میثم مطیعی محرم ۱۳۹۵

25 تیر 1404دانلود مداحی

دانلود مداحی میثم مطیعی محرم ۱۳۹۵

Download New Madahi Meysam Motiee – Muharram 1395

دانلود مداحی میثم مطیعی محرم ۱۳۹۵

به این موزیک امتیاز دهید

امتیاز کلی : 0 / 5. تعداد آراء : 0

اولین نفر باید که به این آهنگ امتیاز میدهید

دانلود نوحه مذهبی جدید با نوای میثم مطیعی مداح اهل بیت آماده پخش و دانلود برای شما شنوندگان است. شما می توانید مداحی های محرم ۱۳۹۵ دیگر محبان اهل بیت را در سایت مختلف موزیک بشنوید .

مداحی شب ۱۰ میثم مطیعی محرم ۱۳۹۵ در هیأت میثاق با شهدای بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق (ع)

روضه – خیمه ها برپاست امشب شب عاشوراست امشب

کربلا غوغاست امشب، شب عاشوراست امشب
شب قدرماست امشب، شب عاشور است امشب
همه ذرات جهان دلنگرانند و پریشان
محشر کبراست امشب، شب عاشوراست امشب
چه نیازی به مقاتل؟ هیچ اگر روضه نخوانم
روضه ای شیواست امشب، شب عاشوراست امشب
دل زینب شده گرم از رجز و بیعت یاران
خطبه ها غراست امشب شب عاشوراست
همه سرمست تماشای بهشتی که حسین است
چهره ها زیباست امشب، شب عاشوراست امشب
پیشمرگان ولایت، گرم سبقت در شهادت
بینشان نجواست امشب شب عاشوراست امشب
چشم امید همه تشنه لبان مثل رقیه
به سوی سقاست امشب، شب عاشوراست امشب
ابر خون روی ابالفضل علی را نگرفته ست
ماه ما پیداست امشب، شب عاشوراست امشب
اهل خیمه خبر از غارت و از شعله ندارند
خیمه ها برپاست امشب، شب عاشوراست امشب
سربه سر شوق شهادت، دم بدم سوز تلاوت
صحبت از نی هاست امشب، شب عاشوراست امشب
می رود فردا خمیده قامتی در راه گودال
خونجگر زهراست امشب، شب عاشوراست امشب


مقتل – سخنان امام حسین (ع) در شب عاشورا با اصحاب و پاسخ آن دلدادگان

ترجمه: تاریخ الطبرى ـ به نقل از ضحّاک بن عبد اللّه مِشرَقى ـ : من و مالک بن نضْر اَرحَبى ، بر حسین علیه السلام وارد شدیم . بر او سلام دادیم و نزدش نشستیم . پاسخ ما را داد و خوشامد گفت و از علّت آمدنمان ، جویا شد .
گفتیم : آمده ایم تا بر تو سلامى دهیم و از خداوند ، برایت سلامت بخواهیم و دیدارى با تو تازه کنیم و خبر مردم را به تو بگوییم که آنان ، براى جنگ با تو ، گِرد هم آمده اند . نظر تو چیست ؟
حسین علیه السلام فرمود : «خداوند ، مرا بس است و بهترین نگاهبان است» .
حرمتش را پاس داشتیم و بر او درود فرستادیم و برایش ، دعا کردیم .
فرمود : «چه چیز ، شما را از یارى من ، باز مى دارد ؟» .
مالک بن نضر گفت : من ، بدهى و نانخور دارم .
من (ضحّاک) نیز گفتم : من هم بدهى و نانخور دارم ؛ امّا اگر به من اجازه دهى ، هنگامى که هیچ جنگجویى [در کنارت] نیافتم ، باز گردم و فقط تا آن جا برایت بجنگم که برایت سودمند باشد و بتوانم از تو دفاع کنم .
حسین علیه السلام فرمود : «اجازه دارى» .
من هم در کنار او ایستادم . چون شب شد ، فرمود : «این ، [ سیاهىِ ] شب است که شما را پوشانده است . آن را مَرکب خود گیرید و هر کدامتان ، دست مردى از خاندانم را بگیرد و در دشت ها و شهرهایتان ، پراکنده شوید تا خداوند ، گشایشى دهد که این مردم ، در پىِ من هستند و اگر به من دست بیابند ، در پىِ دیگران نمى روند» .
برادران ، پسران و برادرزادگان حسین علیه السلام و دو پسر عبد اللّه بن جعفر ، به ایشان گفتند : چرا چنین کنیم ؟ براى این که پس از تو بمانیم ؟ ! خداوند ، هرگز آن [ روز ] را به ما نشان ندهد !
عبّاس بن على علیه السلام ، آغازگر این سخن بود و سپس ، بقیّه آنان ، همین سخن و مانند آن را بر زبان آوردند .
حسین علیه السلام فرمود : «اى فرزندان عقیل ! کُشته شدن مُسلم ، براى شما کافى است . بروید که من به شما ، اجازه دادم» .
آنان گفتند : مردم ، چه خواهند گفت ؟ مى گویند که ما ، بزرگ و سَرور خود را و بهترینْ عموزادگان خود را رها کردیم و همراه آنان ، نه تیرى انداختیم ، و نه نیزه اى پَراندیم و نه شمشیرى زدیم ، و نمى دانیم چه کردند! به خدا سوگند ، چنین نمى کنیم ؛ بلکه جان و مال و خانواده مان را فداى تو مى کنیم و همراه تو مى جنگیم تا به سرانجام تو برسیم . خداوند ، زندگى پس از تو را زشت گردانَد ! … .
سپس ، مسلم بن عَوسَجه اسدى ، برخاست و به حسین علیه السلام گفت : آیا ما تو را تنها بگذاریم ، در حالى که هنوز از عهده اداى حقّ تو در برابر خدا ، بیرون نیامده ایم ؟! بدان که ـ به خدا سوگند ـ ، با تو هستم تا آن جا که نیزه ام را در سینه هایشان بِشکنم ! تا هر زمان که قبضه شمشیرم را به دست دارم ، با آنان مى جنگم و از تو ، جدا نمى شوم ؛ و اگر سلاح نداشته باشم تا با آنان بجنگم ، در دفاع از تو ، به سوى آنان ، سنگ پرتاب مى کنم تا همراه تو بمیرم . سپس سعید بن عبد اللّه حنفى گفت : به خدا سوگند ، تو را تنها نمى گذاریم تا خدا بداند که ما در غیاب پیامبر خدا صلى الله علیه و آله ، تو را پاس داشتیم . به خدا سوگند ، اگر مى دانستم که کشته مى شوم و سپس زنده مى شوم ، آن گاه زنده زنده ، سوزانده مى شوم و خاکسترم را بر باد مى دهند و این کار را هفتاد مرتبه با من مى کنند ، از تو جدا نمى شدم تا مرگم را پیش روىِ تو ببینیم ! پس اکنون ، چرا این کار را نکنم که تنها یک بار کُشته شدن است و آن هم با کرامتى جاویدان در پىِ آن ؟!
و زُهَیر بن قَین گفت : به خدا سوگند ، دوست داشتم که کشته شوم و سپس ، زنده شوم و سپس ، کشته شوم و تا هزار مرتبه مرا بکشند ؛ امّا خداوند با کشته شدن من ، کشته شدن را از تو و از جانِ این جوانان خاندانت ، دور بدارد !
عموم یاران حسین علیه السلام ، سخنانى چنین و به همین صورت ، بر زبان آوردند و گفتند : به خدا سوگند ، از تو جدا نمى شویم ؛ بلکه جان هایمان ، فداى تو باد ! ما از تو با دل و جان و دست و سر ، محافظت مى کنیم ؛ و چون کشته شویم ، به عهد خود وفا کرده ، وظیفه خود را ادا کرده ایم
***
در برخی از نقل ها مانند مقاتل الطالبیّین ابوالفرج اصفهانی ص ١١٢ آمده است:
هنگامی که فرمایشات آن حضرت و دلدادگی اصحاب به پایان رسید همگی گریستند:
…. فَبَکى وبَکَوا عَلَیهِ ، وجَزاهُم خَیرا… امام حسین علیه السلام گریست و آنان هم با او گریستند . سپس از خداوند براى آنان ، جزاى خیر طلب کرد


آغازین – شده فصل میثاق دل با شهیدان | برادر وحید نادری

به یاد کلام امام خراسان
بیا نوحه سرکن تو هم مثل ریـّان
بخوان و بسوزان حسین جان
حسین جان
شده موسم عهد پیر جماران
شده فصل میثاق دل با شهیدان
بگو با شهیدان حسین جان


زمینه – مهلا مهلا حسین جان، یابن الزهرا حسین جان | برادر وحید نادری

قدری آهسته ای جان خواهر
ای یادگار زهرا و حیدر
می بارم همچون ابر بهاری
ما را به دست که می سپاری
مهلا مهلا حسین جان
یابن الزهرا حسین جان
با ناله گوید با تو سکینه
ما را برگردان سوی مدینه
بعد از تو ماییم تنهای تنها
با دشمنانت در بین صحرا
مهلا مهلا حسین جان
یا ابن الزهرا حسین جان
همواره بودی هرجا کنارم
تاب جدایی از تو ندارم
اما تو داری روی لب اینک
هذا فراق بینی و بینک
مهلا مهلا حسین جان
یا ابن الزهرا حسین جان


زمینه – کربلا برپاست پس کجایی ای دل

گلچین کردند/ عاشقان را
هل من ناصر/ گفته مولا
جا ماندی ای/ دل غافل
آخر تا کی/ سعی باطل
کربلا برپاست/ پس کجایی ای دل
رو سیه مانی/ گر نیایی ای دل
بی طرف باشی/ ز اشقیایی ای دل
یا حسینی شو / تا علم برداری
یا که در خیل/ ابن سعدی، آری
انتخابت چیست؟/ تو کنون مختاری
بشوی ای دل دست از این دنیا
وضوی عاشق این‌چنین است
بخوان بی سر ذکر سجده را
نماز عاشقان خونین است
دستم بگیر یا مولا، نعم الامیر یا مولا
وقتی کوبند/ طبل ناورد
روشن گردد/ مرد و نامرد
برمی خیزد/ گَرد میدان
می پرسد کیست/ مرد میدان؟
یا علی، هر کس/ سر یاری دارد
این زمان، هم تیغ/ هم قلم بردارد
جمجمه اش را/ به خدا بسپارد
“تَزُولُ الْجِبَالُ وَ لَا تَزُلْ ”
” أَعِرِ اللَّهَ جُمْجُمَتَک‏”
بخوان آیه “ربُّنا الله”
چه جای ترس و تردید و شک؟


همه جا کربلاست، همه جا نینواست | حاج امیر عباسی

 


زینت دوش نبی روی زمین جای تو نیست، حسین جان | حاج امیر عباسی

 

ای زینت دوش نبی روی زمین جای تو نیست
این خار و خاشاک زمین منزل و ماوای تو نیست
خاک عالم به سرم کز اثر تیغ و سنان
جای یک بوسه من بر همه اعضای تو نیست
ای زینت دوش نبی
بازم دلم پر از غمه آقا آقا
دوباره توی حرمه آقا آقا
تموم سال نگاه من دریا دریا
چشم به راه محرمه آقا آقا
تا تو رو دارم غمی ندارم
بی تو خزونم تویی بهارم
آسمون نگاه بی قرار من تیره و تاره
این غم برا آقام بسه که مثل من نوکری داره
شرمندتم اگه دلم گاهی برا تو کم می ذاره
یا ابن زهرا
چرا راه دوری برم کعبه تویی
تو وادی مصیبتا قبله تویی
این دشمنا برای حج نیومدن
برای نابودی کعبه اومدن
به دور چشمت گرم طوافم
به غیر سنگ نیست توی مطافم
اگه اینا امون بدن تا پای مرگ پیشت می مونم
موهامو پریشون می کنم واسه تو روضه می خونم
مشغول نماز طواف میشم با این قد کمونم


واحد – فریاد ما مرگ بر آمریکا


شور – قافله سالار من، کجایی ای دوای دردم | حاج امیر عباسی

قافله سالار من کجایی ای دوای دردم
پی تو هرکجا میگردم
تو رو تو قتلگاه گم کردم
ای بدن صد پاره
رو خاک داغ این صحرایی
چرا مقطع الاعضایی
بگو کجا برم تنهایی
سالار زینب سالار زینب
وای من از عاشورا
زمین و آسمون غمگینه
یه خواهری داره میبینه
یکی میشینه روی سینه
وای من از عاشورا
باید بمیره از غم دنیا
تو قتلگاه پیش زهرا
دوازده ضربه زد واویلا
سالار زینب سالار زینب
داغته روی سینم
که قلب مططرم میسوزه
پاشو ببین حرم میسوزه
ببین که معجرم میسوزه
رفتی و دور از چشمت
به خیمه ها جسارت بردن
به خیمه ها هجوم آوردن
همه چیو غنیمت بردن
سه ساله تو رو آذردن
سالار زینب سالار زینب
لشکر دشمن ای وای
به روی پیرکت می تازه
میان همه با نعل تازه
دیگه روشون به رومون بازه
رفتی و موندم تنها
بگو چکار کنم با این درد
به هرمله میگفتن برگرد
نزن تو گو شمن ای نامرد
سالار زینب سالار زینب


شور – من و این همه غم ارباب ارباب ببرم به حرم ارباب ارباب | حاج امیر عباسی

 

من و این همه غم ارباب ارباب ببرم به حرم ارباب ارباب ببرم به حرم
نفس نفس من شعر غم تو ایشا الله بمیرم تو حرم تو حسین ثار الله حسین ثار الله ابا عبدالله
نوکریت آبروم ارباب ارباب کربلات آرزوم ارباب ارباب
دعا کن آقا تا خدایی شم شبیه شهدا کربلایی شم حسین ثار الله ابا عبدالله
من و این همه غم ارباب ارباب ببرم به حرم ارباب ارباب ببرم به حرم
نفس نفس من شعر غم تو ایشا الله بمیرم تو حرم تو حسین ثار الله حسین ثار الله ابا عبدالله


شور – شب های جمعه می گیرم هواتو | حاج امیر عباسی

 

شب های جمعه می گیرم هواتو
اشک غریبی می ریزم براتو
بیچاره اون که حرم رو ندیده
بیچاره تر اون که دید کربلاتو
آه امون از غریبی، صبوری
آه چه جوری بسازم با دوری
شاه کرامت کجا تو کجا من؟
این کربلایت چه ها کرده با من
اشکای زهرا تو صحرا برا تو
شب های جمعه صبوری برا من
بیچاره اون که حرم رو ندیده
بیچاره تر اون که دید کربلاتو
آه حرم باز پر از بوی سیبه
آه خدایا حسینم غریبه


شور – ای معنی نعم الامیر مظهر جهاد کبیر

 

اگه یه کبوتر بودم، به همه جا پر میزدم
از کران تا کران
بیرق عزای تو رو، پرچم ولای تو رو
میزدم توو جهان
مشرق و مغرب زمین، با اسمت آشنا بشن
پیامتو بفهمنو، راهی کربلا بشن
قصه ی سقا و عطش، روضه ی طفل غرقِ خون
یه روز باید جهانی شه، توو هر زمین، به هر زبون
حسین عزیز فاطمه
ای معنی نعم الامیر! مظهر «جهاد کبیر»
عشق تو دینمه
توو مسیر احیای دین، «فَلا تُطِعِ الْکافِرین‏»
رسم و آئینمه
گوشه ی چشمت می‌تونه، کاری کنه زهیر بشم
منو توو خیمه ت بپذیر، که عاقبت بخیر بشم
سرت بلنده روی نی، سایه‌ت الهی کم نشه
سرم بریده شه ولی، جلو حرومی خم نشه
حسین عزیز فاطمه
ای پسر شیرخدا، وارث شمشیرخدا
عاشقاتو ببین
وعده ی سربازای تو، توو حرم زیبای تو
کربلا، اربعین
به قلب من تَوون بده، برای درک این حضور
به من بده لیاقتِ، زمینه سازی ظهور
توو پادگان عشق تو، بیایم و همقسم بشیم
تا صبح سرخ انتقام، مدافع حرم بشیم
حسین عزیز فاطمه

دانلود مداحی میثم مطیعی محرم ۱۳۹۵

مداحی شب ۹ میثم مطیعی محرم ۱۳۹۵ در هیأت میثاق با شهدای بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق (ع)

زمزمه – کجایید ای شهیدان خدایی

 

متن مداحی
کجایید ای شهیدان خدایی
بلاجویان دشت کربلایی
کجایید ای سبک بالان عاشق
پرنده تر زمرغان هوایی
همه رفتند و تنها مانده ام من
ز همراهان خود جا مانده ام من
به یاد کرخه و فاو و شلمچه
به یاد خاک گلگون حلبچه
یکی درد و یکی درمون پسنده
یکی وصل و یکی هجران پسنده
من از درمان و درد و وصل و هجران
پسندم آنچه را جانان پسنده
گلی گم کرده ام می جویم او را
به هر گل می رسم می بویم او را
گل من یک نشانی در بدن داشت
یکی پیراهن کهنه به تن داشت


روضه – شد که آب بیارم رباب شرمنده

 

متن مداحی
نشد که آب بیارم رباب شرمنده
عروس فاطمه و بوتراب شرمنده
به وقت گفتن لالا به روى گهواره
اگر چکید ز چشمانت آب شرمنده
به گوش اصغر تشنه بگو عمو نرسید
بگو که گفت عمویت بخواب شرمنده
نگو چرا نرسید آب بر لب طفلم
که غیر اشک ندارم جواب شرمنده
میان علقمه بى مشک و دست افتادم
نخورد گرچه لبم هم به آب، شرمنده
به دختران حرم هم بگو که سقا گفت
اگر شدید اسیر طناب شرمنده…
اگر که بعد من آقای من در آن گودال
محاسنش شود از خون خضاب؛ شرمنده


مقتل حضرت عباس (ع) و برادران شهیدش (مقتل)

 

لأخبار الطوال: ص ٢۵٧، تاریخ الطبری : ج ۵ ص ۴۴٨ ، الکامل فی التاریخ : ج ٢ ص ۵٧٠
الأخبار الطوال: لَمّا رَأى ذلِکَ العَبّاسُ بنُ عَلِیٍّ علیه السلام ، قالَ لِاءِخوَتِهِ عَبدِ اللّه ِ، وجَعفَرٍ، وعُثمانَ بَنی عَلِیٍّ عَلَیهِ وعَلَیهِمُ السَّلامُ ـ واُمُّهُم جَمیعاً اُمُّ البَنینَ العامِرِیَّهُ مِن آلِ الوَحیدِ ـ : تَقَدَّموا، بِنَفسی أنتُم! فَحاموا عَن سَیِّدِکُم حَتّى تَموتوا دونَهُ. فَتَقَدَّموا جَمیعاً، فَصاروا أمامَ الحُسَینِ علیه السلام ، یَقونَهُ بِوُجوهِهِم ونُحورِهِم.
فَحَمَلَ هانِئُ بنُ ثُوَیبٍ الحَضرَمِیُّ عَلى عَبدِ اللّه ِ بنِ عَلِیٍّ فَقَتَلَهُ، ثُمَّ حَمَلَ عَلى أخیهِ جَعفَرِ بنِ عَلِیٍّ، فَقَتَلَهُ أیضاً.
ورَمى یَزیدُ الأَصبَحِیُّ عُثمانَ بنَ عَلِیٍّ بِسَهمٍ فَقَتَلَهُ، ثُمَّ خَرَجَ إلَیهِ فَاحتَزَّ رَأسَهُ، فَأَتى عُمَرَ بنَ سَعدٍ، فَقالَ لَهُ: أثِبنی، فَقالَ عُمَرُ: عَلَیکَ بِأَمیرِکَ ـ یَعنی عُبَیدَ اللّه ِ بنَ زِیادٍ ـ فَسَلهُ أن یُثیبَکَ.
وبَقِیَ العَبّاسُ بنُ عَلِیٍّ علیه السلام قائِماً أمامَ الحُسَینِ علیه السلام یُقاتِلُ دونَهُ، ویَمیلُ مَعَهُ حَیثُ مالَ، حَتّى قُتِلَ رَحمَهُ اللّه ِ عَلَیهِ
ترجمه: الأخبار الطّوال : هنگامى که عبّاس بن على علیه السلام ، این [ وضعیت ] را دید ، به برادرانش : عبد اللّه ، جعفر و عثمان ، پسران على ـ که بر او و پسرانش درود باد ـ و مادر همگى آنها اُمّ البنین عامِرى از آل وحید بود ، گفت : پیش قدم شوید ـ فدایتان شوم ـ و از سَرورتان ، حمایت کنید تا به پاى او جان دهید» .
آنان ، همگى پیش قدم شدند و پیش روىِ حسین علیه السلام ، با سر و گلوى خود ، از او محافظت کردند .
هانى بن ثُوَیب حَضرَمى ، به عبد اللّه بن على ، حمله بُرد و او را کُشت . سپس به برادرش جعفر بن على حمله بُرد و او را نیز کُشت .
و یزید اَصبحى نیز عثمان بن على را با تیر زد و کُشت . سپس به سوى او رفت و سرش را جدا کرد و نزد عمر بن سعد آمد و به او گفت : به من ، پاداش بده !
عمر گفت : برو از امیرت (یعنى عبید اللّه بن زیاد) بگیر !
عبّاس بن على علیه السلام ، باقى ماند و پیشِ روى حسین علیه السلام مى جنگید و هر کجا حسین علیه السلام مى رفت ، همراهش مى رفت تا آن که کشته شد . خدایش رحمت کند


زمینه – این گل را به رسم هدیه تقدیم نگاهت کردیم

 

متن مداحی
این گل را به رسم هدیه تقدیم نگاهت کردیم
حاشا اینکه از راه تو
حتى لحظه ای برگردیم
یا زینب مدد
از شام بلا، شهید آوردند
با شور و نوا، شهید آوردند
سوی شهر ما، شهیدی آوردند
یا زینب مدد
در خون خفته که نگذارد
نخل زینبی خم گردد
حاشا از حریم زینب
یک آجر فقط کم گردد
یا زینب مدد
تقدیم شماست، قبولش فرما
قدر وُسع ماست، فدای زهرا
در راه خداست، فدای مرتضى
یا زینب مدد
چون امّ وهب، بسیارند
در هر سوی این مردستان
مادرهای عاشق پرور
در ایران و افغانستان
یا زینب مدد
هم چون این شهید، فراوان داریم
تا وقتی سر و تن و جان داریم
ما به نهضت شما ایمان داریم
یا اخت الحسین


زمینه – نفسی امون نمی دن، برسه به خیمه آبی | وحید نادری

 

متن مداحی
نفسی امون نمیدن برسه به خیمه آبی
من و مشک خالی از آب/ چه غمی چه اضطرابی
لب خشک علی اصغر
دوباره جلوی چشامه
ولی از پا نمی شینم
که خون علی تو رگامه
دل رقیه / اسیر اشک و آهه
به اهل خیمه / بگو عمو تو راهه
ابوفاضل ابوفاضل ابوفاضل یا عباس
می رسم به خیمه کم کم / اگه نیزه ها بذارن
لاله های تشنه ی من/ دیگه طاقتی ندارن
خداحافظ حسین من
رسیده نفسم به آخر
به دستم مشک بی آبه
شکسته دلم ای برادر
تمام جانم / فدای تو حسینم
دلم گرفته / برای تو حسینم
ابوفاضل ابوفاضل ابوفاضل یا عباس


واحد – رخش والقمر موی او واللیل

 

متن مداحی
شده ولوله، گوییا این بار
به میدان زده حیدر کرار
یلی چون علی، یا علی بر لب
علی رو، علی خو، علی پیکار
رخش: والقمر، موی او: واللیل
چو القارعَه ضرب شمشیرش
نفس بر نمی آید از دشمن
بنازم به رزم نفس گیرش
به این رزم حیدری، به پا کرده محشری
از او هر عدویی به سویی گریزد
” حُمُرٌ مُسْتَنْفِرَه” که “فَرَّتْ مِنْ قَسْوَرَه”
نگر مظهر اسم قهار ایزد
یابن الحیدر / شاه وفا اباالفضل
ای معنای / صدق و صفا اباالفضل
ای سقای /کرب و بلا اباالفضل
(ای سقای کرب و بلا ابالفضل)
هُنا حَیثُ تَنحَبِسُ الأنفاسْ
در اینجا که نفس ها در سینه ها حبس می شود
هنا ثُقِبَت قِربهُ العباس
مشک عباس سوراخ شد
و صارتْ فُراتاً جدیداً فی
و به فرات جدیدی پُر از
ثَرَى الطَّفِ قد فاضَ بالإحساس
احساس در صحرا تبدیل شد
هنا قد أحاطَتْ بهِ الأرجاس
در اینجا، نانجیبان او را احاطه کردند
هنا بالعَمُودِ أُصیِبَ الرّاس
در اینجا، نیزه به سر (عباس) اصابت کرد
هنا کُلُّ طِفلٍ یُنادیهِ
در اینجا همه کودکان او را صدا می زنند
هنا الکُلُّ یَصرُخُ ” یا عباس ”
در اینجا همه فریاد “یا عباس” سر میدهند
العلمُ و الکُفُوفْ، أروَعُ ما فی الطُّفوف
علم و دو دست علمدار، زیباترین معانی در کربلا هستند
اباالفضلِ قد حارَ فیکَ الوفاءُ
ای ابافضل، وفا در وفاداری تو حیران است
مِن خیلِه قدْ وَقع، لکنَّما اِرتَفَع
از اسبش سرنگون شد، اما بالا رفت
هناکَ دَعتْهُ إلیها السَّماءُ
آسمان او را به سوی خود دعوت کرده بود
مِن بعدِکَ حَلَّ هنا الدَّمارُ
پس از تو، ویرانی بر اینجا سایه افکند
عباسُ یَنتَظِرکَ الصِّغارُ
عباس، کودکان منتظرت هستند
عباسُ قُمْ فَفِی الخِیامِ نارُ
عباس! برخیز که آتش به خیمه ها افتاده ست
(عبّاسْ عبّاسْ یا قَمرَ العَشیره)
عباس عباس، ای ماه بنی هاشم


واحد عربی – عباسُ یَنتَظِرکَ الصِّغارُ

 

متن مداحی
شده ولوله، گوییا این بار
به میدان زده حیدر کرار
یلی چون علی، یا علی بر لب
علی رو، علی خو، علی پیکار
رخش: والقمر، موی او: واللیل
چو القارعَه ضرب شمشیرش
نفس بر نمی آید از دشمن
بنازم به رزم نفس گیرش
به این رزم حیدری، به پا کرده محشری
از او هر عدویی به سویی گریزد
” حُمُرٌ مُسْتَنْفِرَه” که “فَرَّتْ مِنْ قَسْوَرَه”
نگر مظهر اسم قهار ایزد
یابن الحیدر / شاه وفا اباالفضل
ای معنای / صدق و صفا اباالفضل
ای سقای /کرب و بلا اباالفضل
(ای سقای کرب و بلا ابالفضل)
هُنا حَیثُ تَنحَبِسُ الأنفاسْ
در اینجا که نفس ها در سینه ها حبس می شود
هنا ثُقِبَت قِربهُ العباس
مشک عباس سوراخ شد
و صارتْ فُراتاً جدیداً فی
و به فرات جدیدی پُر از
ثَرَى الطَّفِ قد فاضَ بالإحساس
احساس در صحرا تبدیل شد
هنا قد أحاطَتْ بهِ الأرجاس
در اینجا، نانجیبان او را احاطه کردند
هنا بالعَمُودِ أُصیِبَ الرّاس
در اینجا، نیزه به سر (عباس) اصابت کرد
هنا کُلُّ طِفلٍ یُنادیهِ
در اینجا همه کودکان او را صدا می زنند
هنا الکُلُّ یَصرُخُ ” یا عباس ”
در اینجا همه فریاد “یا عباس” سر میدهند
العلمُ و الکُفُوفْ، أروَعُ ما فی الطُّفوف
علم و دو دست علمدار، زیباترین معانی در کربلا هستند
اباالفضلِ قد حارَ فیکَ الوفاءُ
ای ابافضل، وفا در وفاداری تو حیران است
مِن خیلِه قدْ وَقع، لکنَّما اِرتَفَع
از اسبش سرنگون شد، اما بالا رفت
هناکَ دَعتْهُ إلیها السَّماءُ
آسمان او را به سوی خود دعوت کرده بود
مِن بعدِکَ حَلَّ هنا الدَّمارُ
پس از تو، ویرانی بر اینجا سایه افکند
عباسُ یَنتَظِرکَ الصِّغارُ
عباس، کودکان منتظرت هستند
عباسُ قُمْ فَفِی الخِیامِ نارُ
عباس! برخیز که آتش به خیمه ها افتاده ست
(عبّاسْ عبّاسْ یا قَمرَ العَشیره)
عباس عباس، ای ماه بنی هاشم


روضه – یا عباس یا سیدی | حاج امیر عباسی

 

شاه سلام علیک آقا سلام علیک
آقا سلام علیک
شاه سلام علیک آقا سلام علیک
آقا سلام علیک
کنار القمه شد غوغا
حرم دیگه نداره سقا
شاه سلام علیک آقا سلام علیک
آقا سلام علیک
شاه سلام علیک آقا سلام علیک
آقا سلام علیک
نسیمی جا فضا میاد بوی کربلا می آید


شور – ای اهل حرم میر و علمدار نیامد علمدار نیامد

 


شور – نسیمی جان فزا می آید، بوی کرب و بلا می آید

 


شور – کشته امر به معروف شهید نهی زمنکر | حاج امیر عباسی

زینت دوش پیمبر ای گل لاله ی پرپر
ای عزیز دل زهرا یا حسین غریب مادر
مظلوم حسین
شده ای به کام عطشان از جفای قومِ کافر
کشته ی امر به معروف شهید نهیِ زِ منکَر
مظلوم حسین
به صحیفه جمالت همه آیه های قرآن
تو حقیقت نمازی به خدای حیّ منّان
به حریم عشق و ایثار به تو از جفا چه ها شد
همه هستیِ تو آقا به مسیر حق فدا شد
زِ غم شهادتِ تو محشری به کربلا بود
به پیش دیده ی زینب سرِ تو به نیزه ها بود
به تمامِ عاشقانت بوده ای تو یار دیرین
به سرِ نیزه هم آقا تو شدی مبّلغ دین
ای شهید کربلایی خوانَمَت به اشک و ناله
ما را کن صحابه ی خود حقّ زهرای سه ساله
گر چه تا لحظه ی آخر سائل هدایت هستیم
ما به ذکر یا ابالفضل پیرو ولایت هستیم
همه در رکاب مهدی میشویم فداییِ تو
مثل باکری و همت یارِ کربلایی تو


دم پایانی – عمریه هم نفسیم، می گذره مثل نسیم خاطره های قدیم

 

متن مداحی
عمریه هم نفسیم، می گذره مثل نسیم
خاطره های قدیم
ابر چشامون می باره، نفسا بی قراره
نوای نینوا حرف دلامونه دوباره
دل نوای نینوا دارد، آرزوی کربلا دارد
هر نفس با شور عاشورا نغمه‌ی یا لیتنا دارد
می کِشد ما را یک نگاه تو
می کُشد ما را قتلگاه تو
عمریه هم نفسیم، میگذره مثل نسیم
خاطره های قدیم
نغمه‌ی دل یا حسینه، تا ابد با حسینه
هنوزم روی لبها سید و مولا حسینه
سید و مولا حسین، آرام دل ها حسین
زمزمه عاشقان، یا حسین و یا حسین
ندارم غیر تو فکر و خیالی
بنفسی أنت و أهلی و مالی
عمریه هم نفسیم، میگذره مثل نسیم
خاطره های قدیم
یاد شهیدای منا، که شدن تشنه فدا
دم لبیک اللهم لبیکه رو لبها
دلداده حسین و دلتنگ کربلاییم
بی تاب تشنگی ها، قربانی مناییم
از زمزم اشک است شور مدام ما
احرام خون بستیم از ظهر عاشورا
لبیک اللهم لبیک لا شریک لک لبیک
عمریه هم نفسیم، اسم تو رو می بریم
وقتشه پر بکشیم
اگه یه کبوتر بودم، به همه جا پر میزدم
از کران تا کران
بیرق عزای تو رو، پرچم ولای تو رو
میزدم توو جهان
مشرق و مغرب زمین، با اسمت آشنا بشن
پیامتو بفهمنو، راهی کربلا بشن
قصه ی سقا و عطش، روضه ی طفل غرقِ خون
یه روز باید جهانی شه، توو هر زمین، به هر زبون


دانلود تمام نوحه های شب نهم میثم مطیعی با لینک مستقیم و یکجا فایل زیپ حجم ۴۰ مگابایت

دانلود مداحی میثم مطیعی محرم ۱۳۹۵

مداحی شب ۶ میثم مطیعی محرم ۱۳۹۵ در هیأت میثاق با شهدای بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق (ع)

صلوات بر کریم اهل بیت


روضه – صاحب این سفره است دست کریم حسن

 

باز شب قاسم و باز شمیم حسن
صاحب این سفره است دست کریم حسن
سبط نخست نبی نور دل فاطمه
مشرق و مغرب همه، غرق نعیم حسن
از صف صفین بپرس وز جمل و نهروان
تا نگری دشمنان، کشته ز بیم حسن
همدم او بی وفا، هجمه و تیر جفا
نیست یکی و دو تا، هتک حریم حسن
حرمت او را شکست، راه به تابوت بست
تیر به تابوت زد، خصم لئیم حسن
ما که تباهیم و بس، نامه سیاهیم و بس
کاش شفاعت کند لطف قدیم حسن
آه از آن ساعتی، که آمد و از حسین
بی زره اذن قتال، خواست یتیم حسن
زینب اگر دیده ای، تو جگرش را به تشت
در نگر اینک به دشت، فرق دو نیم حسن


زمزمه – آه فدای غیرت تو قاسم

 

متن مداحی
آه گفتی می خوای فدای من شی
خواستم نری اما نذاشتی
عزیز مجتبا بمیرم
زره به قامتت نداشتی
اذن شهادت، از من گرفتی
جون عمو رو موقع رفتن گرفتی
افتادی از اسب، با گونه بر خاک
با خون پاکت عاقبت جوشن گرفتی
آه فدای غیرت تو قاسم
آه غبار میدون که بشینه
از دیدن تو میشه غوغا
پاهاتو رو زمین نکش تا
نجوشه خون از دل صحرا
نذار ببینم، جون دادنت رو
نذار ببینم توی خون می زنی پرپر
یه بارِ دیگه، بگو عموجان
می خوام صداتو بشنوم گل برادر
آه فدای غیرت تو قاسم


آغازین – شده فصل میثاق دل با شهیدان برادر وحید نادری

 

متن مداحی
به یاد کلام امام خراسان
بیا نوحه سرکن تو هم مثل ریـّان
بخوان و بسوزان حسین جان
حسین جان
شده موسم عهد پیر جماران
شده فصل میثاق دل با شهیدان
بگو با شهیدان حسین جان
حسین جان


زمینه – ارث مرتضی است، غیرت حسن برادر وحید نادری

 

متن مداحی
ارث مرتضی است غیرت حسن
کوچه شاهد غربت حسن
چادری که شد، خاکی ستم
قامتی که شد، بین کوچه خم
راحت شد از، کابوسی که
عمری او را، داده آزار
دستی آمد، روی صورت
وای از آن دست، وای از دیوار
ای همراز زهرا حسن جان حسن جان
ای آقای تنها حسن جان حسن جان
ای مظلوم دنیا حسن جان حسن جان
می روی و جان، می بری ز من
پاره ی دلم، زاده ی حسن
بر تن تو شد، پیرهن تو
هم زره تو، هم کفن تو
این سو مانده، پیش خیمه
مردی تنها، که من هستم
آن سو رفته، سربازی که
خیلی دور است، از او دستم
ای دردت به جانم کجایی کجایی
ای تاب و توانم کجایی کجایی
سرباز جوانم کجایی کجایی
ای همراز زهرا حسن جان حسن جان
ای آقای تنها حسن جان حسن جان
ای مظلوم دنیا حسن جان حسن جان
دست و پا نزن، در بر عمو
ای فدایی و، یاور عمو
فرق سر تو، گشته لاله گون
قد کشیده ای، بین خاک و خون
لبخندت داشت، طعم عسل
داری عجب، شور و حالی
ای تشنه لب، آیا دیگر
داری از من، تو سوالی
ای من را تو غمخوار خدایت نگهدار
ای داغ تو بسیار خدایت نگهدار
روزم بی تو شد تار خدایت نگهدار
ای همراز زهرا حسن جان حسن جان
ای آقای تنها حسن جان حسن جان
ای مظلوم دنیا حسن جان حسن جان


فارسی عربی – می خوام تو مکتب پیر خمین بزرگ شم

 

متن مداحی
می افتم به دست و پات عمو جون
میدونم، که نه نمیگی آسون
می گیرم، من آخر اذن میدون
یا حسین، یا حسین
دلم می خواد که رزمم رو کنی تماشا
تماشایی میشه رزمم شبیه بابا
می خوام تو کربلا هم
ببینی تو حسن رو
زره حتی نمی خوام
که پوشیدم کفن رو
نخواه پیش پدر، بشم شرمنده من
که بعد اکبرت، بمونم زنده من
حسین جانم حسین
می خوام که، منم شبیه قاسم
تا آخر امام حسینی باشم
یاوری، برا دین خدا شم
یا حسین یا حسین
می خوام با یا حسین و یا حسین بزرگ شم
می خوام تو مکتب پیر خمین بزرگ شم
منم بخون حسین جان
حالا که نوجوونم
تو راه دین و قرآن
می خوام یه عمر بمونم
ندای یا حسین، دلم رو می بره
شهادت از عسل، برام شیرین تره
حسین جانم حسین
القَاسِمُ قُدوَتِی العَظیمهْ
قاسم الگوی بزرگ من است
شُجاعٌ یَمُوجُ بالعَزیمهْ
شجاعی است که اراده در او موج می زند
یُصغِیْ للقِیادَهِ الحکیمهْ
گوش به فرمان رهبر فرزانه اش است
القاسمْ القاسمْ
هو الطِّفلُ المَلیءُ بِسِمَا الرُّجولهْ
کودک است اما پر از نشان مردانگی است
و اِسمٌ شاخصٌ فی ساحَهِ البُطولْه
و نامی شاخص در عرصه دلاوری است
بِرَکبِ السِّبطِ ماضونْ
ما در لشکر فرزند رسول خدا هستیم
و نحنُ القاسمیّونْ
ما قاسمی هستیم
و لا نَخشى العِدى، ومِنَّا الشُّهدا
از دشمن نمی هراسیم، شهدا از ما نوجوانان هستند
إلى سِبطِ الهُدى، الفِدا کُلُّ الفِدا
تمام وجود ما فدای فرزند هدایت
حبیبی یا حسین
أشبالُ مَلاحم الطُّفوفِ
ما بچه شیرهای کربلاییم
لا یُرعِبُنا صَدَى السُّیوفِ
صدای شمشیرها ما را نمی ترساند
لا نَخشَى مَصارِعَ الحُتُوفِ
از جولانگاه مرگ نمی ترسیم
کالقاسمْ کالقاسمْ
مانند قاسم
نُقاومُ طُغاهَ العَصرِ بالبَصیرهْ
با بصیرت در مقابل طاغوت ها می ایستیم
مع الأطفالِ فی قُدسِ الأسى الأسیرهْ
در کنار کودکان در قدس اسیر و مصیبت زده
و أطفالِ الیَمانی
و کودکان یمن
و سُوریَّا الأَمانی
و کودکان سوریه؛ زمین آرزوها
بنا تَجرِی الدِّماءْ، دِماءُ کربلاءْ
خون ها به واسطه ما جاری می شود
و شوقُ الشُّهداءْ، لِأطهَرِ لِقاءْ
خون کربلا و شوق شهدا برای بهترین دیدار
حبیبی یا حسین


واحد – حسین حسین روی لب زوّار اربعین حاج امیر عباسی

 

متن مداحی
به جان ما به جان ما
شرار عشق یار مهجبین
حسین حسین حسین حسین
روی لب زوّار اربعین
حسین یا حسین ذکر اهل ولا
به جان میخریم در رهش هر بلا
به دلهای ما شوق کرببلا
حسین یا حسین یا حسین یا حسین
به قلب این فداییان
به غیر سوز و اشک و ناله نیست
ازین خروش فنا شود
سعودی و تکفیر و صهیونیست
سپاه حسین هیبتی منجلی است
ابر قدرت و در رکاب ولی است
وَ فرماندهش شخص سَیّد علی است
حسین یا حسین یا حسین یا حسین


شور – شاه سلام علیک آقا سلام علیک حاج امیر عباسی

 

شاه سلام علیک آقا سلام علیک


دم پایانی – ای معنی نعم الامیر! مظهر جهاد کبیر

 

متن مداحی
اگه یه کبوتر بودم به همه جا پر میزدم
از کران تا کران
بیرق عزای تو رو، پرچم ولای تو رو
میزدم توو جهان
مشرق و مغرب زمین، با اسمت آشنا بشن
پیامتو بفهمنو، راهی کربلا بشن
قصه ی سقا و عطش، روضه ی طفل غرقِ خون
یه روز باید جهانی شه، توو هر زمین، به هر زبون
حسین عزیز فاطمه
ای معنی نعم الامیر! مظهر «جهاد کبیر»
عشق تو دینمه
توو مسیر احیای دین، «فَلا تُطِعِ الْکافِرین‏»
رسم و آئینمه
گوشه ی چشمت می‌تونه، کاری کنه زهیر بشم
منو توو خیمه ت بپذیر، که عاقبت بخیر بشم
سرت بلنده روی نی، سایه‌ت الهی کم نشه
سرم بریده شه ولی، جلو حرومی خم نشه
حسین عزیز فاطمه
ی پسر شیرخدا، وارث شمشیرخدا
عاشقاتو ببین
وعده ی سربازای تو، توو حرم زیبای تو
کربلا، اربعین
به قلب من تَوون بده، برای درک این حضور
به من بده لیاقتِ، زمینه سازی ظهور
توو پادگان عشق تو، بیایم و همقسم بشیم
تا صبح سرخ انتقام، مدافع حرم بشیم
حسین عزیز فاطمه


دانلود تمام نوحه های شب ششم میثم مطیعی با لینک مستقیم و یکجا فایل زیپ حجم ۴۰ مگابایت

دانلود مداحی میثم مطیعی محرم ۱۳۹۵

نظرات کاربران ( 0 نظر )

اولین نظر را در مورد این آهنگ شما ارسال کنین